|
چی شده مثل اینکه واقعا باید خداحافظی کرد.......همه چیز از
یه روز شروع شد که با یکی از دوستام رفتم ساختمون
راهنمایی.......آقاااااااااااااااای میـــــــــرسهیل، چرا موهات ریخته؟؟؟؟؟؟؟؟
درسته یه جوابی دادی ولی شبش فهمیدم چه اتفاقی افتاده.
از اون موضوع چند ماهیه میگذره خدا رو شکر که خطر رفع شد
بازم کنارمونی تا این که چند روزی بود دوباره جای خالیت خلایی در مدرسه ایجاد کرد.
ساعت8:20 روز معلم
_ببخشید که تا الان سرپا نگهتون داشتیم خدا تمام بیماران
اسلام مخصوصا آقای میرسهیلو شفا بده.
_دوباره چی شده؟
_میر سهیل ، میر سهیل ، میر سهیـــــــــــــــــــــل
_دوباره بیماریش شروع شده امروز میخوایم بریم خونش ساعت 5
همدیگرو میبینیم.
ساعت 5
_بهتره خونشون زنگ بزنیم تا خودشون بگن کی بیایم که راحت
باشن
_..............الو؟ خانم میرسهیل من یکی از دانش آموزای
آقای میرسهیل هستم میدونم امروز خیلی سرتون شلوغه میخواستم خودتون بگید کی بیایم
که راحت باشید...
ساعت6
آدرس زیاد راحت نبود وقتی وارد آخرین کوچه شدیم نمیدونم چرا
ولی این خونه مشخص بود ماله میرسهیله !
خانوم میرسهیل خیلی گرم و مهربون سلام کردن شاید سعی میکرد
جو خونرو شاد نگه داره ولی وقتی اولین قطره اشک از چشمای بچه ها پایین اومد ایشون
کنترل از دستشون خارج شد...
ساعت8:30
_اونطوری که خانومش میگفت من فکر نمیکنم زیاد دووم بیاره
_ولی اون به من قول داد دوباره میاد مدرسه اون هیچ وقت زیر
قولش نمیزنه
.
.
.
ساعت10 جمعه 4 تیر
از خواب بلند شدم گوشیمو ورداشتم 12 تا اس ام اس اومده بود
چی شده؟؟؟؟؟؟
اولی رو باز کردم باورم نشد بقیه هم با همین محتوا بود مشخص
بود با شتاب زدگی نوشته شده.......بچه ها میرسهیلمون رفت
آقای میرسهیل این آخرین خاطراتی بود که از تو داشتم اگه
بخوام خاطرات شیرین داخل مدرسه رو بنویسم هرگز تموم نمیشه ولی من زیر قولم نمیزنم
تا زنده ام نمیزارم فراموش بشی چون میدونم خدا یه لپ تاپ با یه اینترنت نامحدود
بهت داده تا این نوشته ها رو بخونی.
Normal
0
false
false
false
EN-US
X-NONE
AR-SA
امروز تو را دسترس فردا نیست/و اندیشه
فردات به جز سودا نیست/ حالی خوش باش اگر دلت شیدا نیست/کای باقی عمر را بها پیدا
نیست با تشکر ، نیکان پندی
|